تبلیغات اینترنتیclose
گودال دیگری به عمق افق تا من (محمد بیابانی )
پیچک ( محمد بیابانی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

گودال دیگری به عمق افق تا من

 

 

 عزای طلسم اینک حال
می دانم عطر ایل گرفته است
 از چادری به چادر دیگر
 رویای او ولی
هر چیز در خیال سفر
تنهاست
 پیراهنی که با حضور ماه و راهبه
 گم می کند تو را
 دریای زورقم
اما دوباره باد
سرگرم جمع کردن اشباح ست
 راهی نمی رهد
 در آینه از سر گرفته ایم
 حمام خون
 شمای تو در اغماء ست
فرصت نمی تراشدم
 دستی که تا گلوی تو
 حمام دیگری
 سیبی نچیده ام
 ما پیش از آن که رود
 ماهی صحرا باشد
 از رو به روی جهان سایه کنده ایم
 پس می توانی : از نگاه خویش فروکاهی
لختی شلال خیابان
 آن چکمه های تیره بیاویزی
گرد سرم
 اگر به عمق افق تار می زند
 بعد از همیشه مرگ
تو می آیی
 راهی نمی رهد
 این دوره بیهوده
اکنون
 دو کاسه تا رهایی مهتاب
 پیش روست
 تا لانه ای که در مسیر مار جوجه گرفته است
 تاوان خنده ی گندم گاهی
 این چار دره برابر نیست
 لنگر که می کشد حضور راهبه
 گودال دیگری
گرد سرم به عمق افق
 تار می زند


 
 محمد بیابانی

برچسب ها : ,

موضوع : سی پاره ی برهنگی , | بازديد : 428