تبلیغات اینترنتیclose
سی تیر (محمد بیابانی )
پیچک ( محمد بیابانی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

سی تیر

 

 

به حیرت از تو اگر
1
 ولی :
سالخورده ی دف زن
 سایه ی تسخیری
 اصل چهار غله و جنجال
 واسطه خون بود
 نه سالگی ام
به خانه می آمد
 و خرما بسته بندی شیرینی داشت
خون سیامک گندم رست
2
برهنه می گذرم
 و باغچه طی می کند
 تو را
 و خنده ی ستاره اگر دیوار
 جذام حجله روی
هیولای زیر هشت
 ضرابخانه پر از سکه ست
 و اسطبل شاهی اسب می طلبد
خون سیامک گندم رست
3
نمی رمانمت ای توفان
 هلال ضربی سیالسنگ
 که پشت کرده / میهنم / از دست می شود
 نمی تابد از من به قطره ای
 که حشمتیه کاسه گردان بود
و کاسه سرم ارزان
 که سالهای بی تو مرا دنبال
 دو سوم دریا بودم
 حشم دو پرچم گل ها
 خون سیامک گندم رست
4
 تو از کجای گریه نمایانی
که از میان دایره سر می روم
 و از دهان گور
 زبان گرگ های خانه زاد
 روسپی هانه های پیر تر از کشمیر
 مخ های بی شعبان
 و تازیانه ، موجه
 عمر
 در حمام زرهی
 درشکه ها تاریک
و لابه های کهن
خون سیامک گندم رست
5
 پاک می شود خاطرم
 در بادهای غیر موسمی
 نه سالگی ام به خانه می آید
 از جان خود گذشتم
 با خون خود نوشتم
 یا مرگ یا مصدق
گریه فاسد بود
 زمین مجاور ماهی ها
 و سینا ساحل
 خون سیامک
گندم رست
6
ترس
 سایه ی شرم آگینی داشت
 در چارباغ مدرسه/ خالی
نمی دویدم
 دست نه سالگی ام نمی کشیدم
 صدای قامت شاملو
 دیار کسرایی
 و چشم خالی اسفندیار
 خون سیامک گندم رست
7
سرک می کشی
 کسوف بیستم مرداد
 بیست و پنجم مرداد
 بیست و هشتم مرداد
و سرچشمه تهی ست
 تیر از واله خون می چیند
 بازار در گذر سر می رود
 پلاک چندم او
و باد می بالد
خون سیامک گندم رست
8
که باز
 سر نرود احساس
 سپیده از سر میدان تیر
 و تازیانه از تنوره ی نیلوفر
 بهار گریه کنی
 درخت سینه داده به گنجشک
 خون سیامک گندم رست
9
 سپید نپوشی
 عروس ارزنة الروم
قرار آسمان و حنجره ی کور
 بسته های اسکلت بر آب
 چه آفتی که نرفته ست
 خون سیامک گندم رست
10
 چه خسته می کشی
 سپیده ی عمویی
 کامیاب
مرور قافله در باد
 در باد درخت خانی آباد
 در باد غروب عشرت آباد
در باد نگاه وکیلی توفان می کرد
 نمک بر زخم مپاش
 کلاغ کافه نادری سابق
 نامه به مقصد نمی کشد
خون سیامک گندم رست

 

محمد بیابانی

برچسب ها : ,

موضوع : سی تبسم, | بازديد : 340