تبلیغات اینترنتیclose
دستی پر از بریده ی مهتاب (محمد بیابانی )
پیچک ( محمد بیابانی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

دستی پر از بریده ی مهتاب

 

 

 عمرم مشابه اگر دشت
 درنای آبگیر ساکتن
 اکنون دو آینه ست
 خاموش خاری نمی تکاندم از مهتاب
 آن زن که روی
پرسه ی خود
پهن کرده بال
 باید چگونه پیکری فراز می شدم
 از آتش
 خونم سحر نمی کند هنوز و
 می جود کناره ی تاریکی
 یا سایه ی شماست
که بر دیوار
 آوار آرزوی مرا
 طبل می زند
آن سو تر نشسته بود
 دست پر پر خود را
 بر خنچه می کشید
 دو کوگ مهربونم از کفم ره
 زبنوم لال جوتن از کفم ره
 شاید نظیر نیمه ی آوای آن کلاغ
 در خواب کنده باشم هم تراز اشک
 شام هشتم آبان ماه ست
 گردم قیام بختک و پندار
 آشوب سال های برنیامده
 پهلوی دیگرم
 عمری طواف داده اند و من اینک
 شبگیر با حواس پاره ی باران ها
 حتی به یاد خویشتن هرگز نمی رسم
چشمم قدم نمی زد
آسمان و خاطره
هر بار
دروازه ای گشاده
رو به روی پنج پیکر طولانی
 دستی پر از بریده ی مهتاب
 

 

محمد بیابانی 
 

برچسب ها : ,

موضوع : دستی پر از بریده ی مهتاب, | بازديد : 343