تبلیغات اینترنتیclose
همدست خون وهمسفر رویا (محمد بیابانی )
پیچک ( محمد بیابانی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

همدست خون وهمسفر رویا

 

 دهان دهکده ام صحراست
 می تابدم
 فانوس عارفانه
 جنون آبشار اوست
 پروانه ی پریدن چندین سال
در شرق آبراه شمالی
 از پیکری به پیکر دیگر
 مهتاب در شناست
 در او قرار ندارد
 خاک با عطر بیکرانه ی زیتون
گاهی که بی پلنگ دره های فلسطین
آرام می شوند
در او قرار خاک و خاطر من افسوس
سال هزار و سیصد و هفتاد و چندم است
 عمرم  جلو زده ست  از من
 انگار دامنی از اتراق
خوابی که لخته لخته می برد افسون
 از آستین شیطان
 پروانه ی پریدن چندین سال
 در غرب بال های خامش آن گنجشک
 پاییز دست جهان را بریده اند
 موجی نمی خورد تحمل خاکستر
 می تابدم
 فانوس عارفانه
 از پیکری به پیکر دیگر
 
 

محمد بیابانی

برچسب ها : ,

موضوع : دستی پر از بریده ی مهتاب, | بازديد : 175